نقش خانواددرتحقق اقتصادمقاومتی

پايگاه بصيرت، محمد نوري / مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) در بیانات اولین روز سال ۱۳۹۴ در حرم مطهر رضوی در خصوص وضعيت اقتصاد كشور فرمودند: «امروز عرصه‌ی اقتصاد، به ‌خاطر سیاست‌های خصمانه‌ی آمریکا، یک عرصه‌ی کارزار است، یک عرصه‌ی جنگ است، جنگی از نوع خاص. در این عرصه‌ی کارزار، هر کسی بتواند به نفع کشور تلاش کند، جهاد کرده است. امروز هر کسی بتواند به اقتصاد کشور کمک بکند، یک حرکت جهادی انجام داده است.» اگر چه جنگ اقتصادي از سال‌ها پيش بر عيله كشور ما آغاز شده است و رهبر معظم انقلاب همواره به مقابله آن تأكيد داشته‌اند ولي در سالهاي اخير اين جنگ شدت گرفته و دشمن با راهبر «جنگ هوشمند» درصدد دستيابي به اهداف خويش مي‌باشد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» راهبرد دفاع اقتصادي را تئوريزه كرده و در اين خصوص تأکید کردند: «پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد، همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.» (۲۹/ بهمن ماه/ ۱۳۹۲)

در اين عرصه گرچه نقش مسئولان، سياستگذاران و دولتمردان در به ثمر رسيدن اقتصاد مقاومتي در کشور غير قابل کتمان است وليکن نبايد فراموش کنيم که به هر تقدير «اقتصاد مقاومتي يک اقتصاد مردمي است». اين جمله بيانگر اين حقيقت است که بدون حضور و حمايت آحاد اقشار جامعه، تحقق اقتصاد مقاومتي دور از دسترس خواهد بود.

در بند ۸ اين سياست‌ها كه معطوف به «مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی، همراه با برنامه ریزی برای ارتقاء کیفیت و رقابت پذیری در تولید» مي‌باشد مخاطب اصلي آن عموم مردم بوده كه نقش محوري در آن را خانواده بر عهده دارد. همچنين در بند ۲۱ اين سياست‌ها «تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملي» مورد انتظار است كه در اين بند نيز نقش مردم برجسته و خاص مي‌باشد.

با توجه به تأكيد رهبر معظم انقلاب بر مديريت مصرف، اصلاح الگوي مصرف و مصرف كالاهاي داخلي در سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي، كه معطوف به نقش خانواده‌ها در تجلی اقتصاد مقاومتی است، در این نوشته به تبیین راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در خانواده‌ها خواهيم پرداخت.

الف) مدیریت مصرف

مديريت مصرف از موضوعات مورد تأکید رهبر معظم انقلاب در عرصه اقتصاد مقاومتي است كه وزن بالای در برابر سایر موضوعات دارد. مقام معظم رهبری(مدظله‌العالي)، زمانی که از قید جهاد در موضوع مصرف استفاده می‌نمایند، اشاره به شرایط ایستادگی در برابر تهاجم دشمن و رد شدن از موانعی است که بر سر راه مصرف متعادل وجود دارد. معظم له در دیدار با کارگزاران نظام، در زمینه‌ی مدیریت مصرف، به عنوان یکی از راهبردهاي اقتصاد مقاومتی، معتقدند: «مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیردولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ى تعادل در مصرف، بدون شک در مقابل دشمن یک حرکت جهادى است؛ انسان می‌تواند ادعا کند که این اجر جهاد فى‌سبیل‌الله‌ را دارد.( ۳/۵/۱۳۹۱)

از جمله مواردي كه خانواده مي‌تواند در مديريت مصرف براي تحقق اقتصاد مقاومتي نقش آفريني كند عبارتند از:

۱. پرهیز از اسراف و تبذیر که هر دو طبق آموزه های اسلامی جزء رفتار مضموم، ناپسند و از گناهان کبیره می باشند.

۲. الگو پذیری از نظام اقتصادی اسلامی و تبعیت از الگوهای دینی مانند قناعت ، تعاون ، ایثار ، احسان ، انفاق و در خانواده

۳. عدم احتکار خانگی کالاهای ضروری که موجب افزایش تقاضا و حركت به سمت افزایش نامتعارف و حبابی قیمتها و در نتيجه موجب فشار اقتصادی به جامعه می‌گردد.

۴. اجتناب از مدگرایی، تجمل‌گرایی، اشرافیگری، لوکس گرایی و عدم تبلیغ و ترويج مصرف کالاهای وارداتی (خارجی)

۵. کاهش هزینه های خانواده با کنترل رفتارهای اقتصادی خانواده و آموزش سبک زندگی و اقتصاد اسلامی ایرانی

۶. و...

ب) اصلاح الگوي مصرف

اولین و مهم‌ترین قدم برای اصلاح نظام اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف است؛ زیرا غایت تولید کالا و خدمات در یک کشور مصرف آن‌هاست. از این ‌رو، حاکمیت مصرف‌کننده بر اقتصاد یک امر عقلایی است. بنابراین اصلاح الگوی مصرف خانواده، آغازی برای اصلاح تولید و به طور کلی، اصلاح نظام اقتصادی كشور است. در اين ميان نقش خانواده در آموزش فرهنگ صحیح مصرف به فرزندان خود، نقشي مهم و تأثير گذار است. زنان و مادران در آموزش سایر افراد خانواده نقش اساسی دارند و با اصلاح الگوی مصرف در خانواده ها و توجه به عوامل ریشه ای و ساختاری در جامعه می توان فرهنگ مصرف را در كشور تغییر و ارتقا داد. مواردي از الگوهاي غلط مصرفي خانواده‌ها كه نيازمند اصلاح است عبارتند از:

۱. سبک زندگي بر حسب «هزينه کرد متناسب با درآمدهاي موجود» و نه بر اساس «درآمدهاي آتي و انتظاري» که به مقروض سازي هر چه بيشتر خانواده ها مي انجامد.

۲. وجود فرهنگ غلط «هجوم براي خريد بيشتر، همزمان با افزايش سطح قيمت‌ها» كه موجب افزايش بي دليل قيمت‌ها مي‌گردد.

۳. تحريم همگاني خريد کالاهايي که به صورت غيرمنطقي به يکباره با افزايش قيمت مواجه شده‌اند.

۴. الگوسازی صحیح در امر مصرف منابع و انرژی در خانواده‌ها؛مانند تعویض سالانه پوشال كولرهای آبی، عوض كردن به موقع كیسه جارو برقی یا هواكش آشپزخانه، تنظیم ترموستات یخچال، فریزر و كولر متناسب با دمای هوا، استفاده از لامپ های كم مصرف، خاموش نمودن لامپ‌هاي اضافه در منزل، مطابق نياز خريد كردن، استفاده از شيرآلات مناسب و تعمير بهنگام شيرهاي معيوب جهت جلوگيري از اسراف آب و...

۵. اهتمام به مصرف صحيح و به اندازه؛ بد مصرف كردن منابع از مصاديق اين مورد است. به عنوان مثال مصرف لبنیات و ماهی در كشور ما كمتر از میانگین جهانی است اما در مصرف نوشابه و شكر و استفاده از لوازم آرایشی در زمره كشورهای پر مصرف هستیم!

ج) مصرف كالاهاي داخلي

يكي از معضلات مهم اقتصادي كشور، كم توجهي مردم و خانواده‌ها به مصرف كالاي داخلي بدليل كيفيت پائين آنهاست. ولي نبايد اين نكته را از ذهن دور داشت كه تا زماني که مردم کالای ایرانی را براي مصرف انتخاب نکنند و صاحب سرمایه ايراني را به گردش مالی نرسانند، فضایی برای بهبود کیفیت محصول ایرانی ایجاد نمی شود.

خرید و مصرف هر كالايي مانند رای دادن به آن است و مردم با مصرف کالای خارجی به این نوع کالا ها رای می دهند. وقتی به کالای خارجی رای می دهیم عملاً کارگر و صاحب سرمایه آن کالای خارجی را انتخاب کرده ایم و کارگر و صاحب سرمایه ایرانی را حمایت نکرده ایم و موجبات رونق اقتصادي كشورهاي صادر كننده كالا به كشور را فراهم مي‌كنيم و در مقابل از گردش سرمايه و رونق كسب و كار در كشور خود جلو گيري نموده‌ايم. پس مصرف کننده های ایرانی باید این عقلانیت را به خرج دهند و كالاي ايراني مصرف كنند، چرا که با این دیدگاه، یکایک مصرف کننده های ایرانی خود یک تولید کننده بلقوه هستند.

با خريد كالاي ايراني و دادن رای و پول به کالای ایرانی، علاوه به محاسن فوق، موجبات درآمد زايي دولت را نيز فراهم مي‌آيد چرا كه دولت از تولید کننده ایرانی مالیات مناسب مي‌گیرد و با اين درآمدها عملاً دچار کسری بودجه نمي‌شود و کسری بودجه، كشور را دچار تورم نمي‌کند.